تاریخچه
سال ۲۰۰۱ را تصور کنید. حملات ۱۱ سپتامبر تازه اتفاق افتاده بود، جهان وارد دوران نظارت همگانی میشد و برنامهنویسی به نام جیمز یونان نشست تا کد بنویسد. او از شیوه کار راهحلهای موجود مثل PPTP راضی نبود، پس تصمیم گرفت چیزی باز و انعطافپذیر بسازد.
اینگونه OpenVPN متولد شد — پدربزرگ پروتکلهای مدرن. به سیستمعامل خاصی وابسته نبود، از کتابخانه قدرتمند OpenSSL استفاده میکرد و مهمتر از همه، اجازه میداد همهچیز را پیکربندی کنید. از آن زمان هزاران ممیزی را پشت سر گذاشته، در برابر حملات سرویسهای اطلاعاتی دوام آورده و به اسب کاریای تبدیل شده که هنوز نیمی از شبکههای VPN سازمانی جهان را حمل میکند.
مزایا
چرا هنوز زنده است؟ اول، تطبیقپذیری. OpenVPN میتواند هم روی UDP (برای سرعت) و هم روی TCP (برای قابلیت اطمینان و اختفا) کار کند. دوم، انعطاف رمزنگاری. خودتان تصمیم میگیرید از AES-256 استفاده کنید یا ChaCha20 یا چیزی عجیبتر. و مهمتر از همه — پایداری. کد آنقدر قدیمی و بررسیشده است که باگهایش از غلطهای املایی کتاب ریاضی نادرتر است.
معایب
اما روی دیگر سکه هم هست. OpenVPN کند و سنگین است. پایگاه کدش هیولایی با صدها هزار خط است. چون به جای کرنل در فضای کاربر اجرا میشود، مدام دادهها را اینسو و آنسو کپی میکند. روی روترهای ضعیف سرعت چند برابر افت میکند. به علاوه، شناساییاش آسان است: سیستمهای DPI امضای ترافیک OpenVPN را مثل کف دستشان میشناسند.
جمعبندی
OpenVPN مثل ولوو ۷۴۰ است. سنگین است، خیلی سریع نیست، زیاد مصرف میکند و در طراحی نمیدرخشد. اما اگر تصادف کنید (یا مورد حمله هکرها قرار بگیرید)، به احتمال زیاد جانتان را نجات میدهد. برای امنیت سازمانی و کسانی که عجله ندارند، هنوز چیزی بهتر اختراع نشده است.